الکومترلغتنامه دهخداالکومتر. [ اَ ک ُ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) الکل سنج . رجوع به الکل سنج و الکلومتر شود.
الکلومترلغتنامه دهخداالکلومتر. [ اَ ک ُ ل ُ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) الکل سنج . رجوع به الکل سنج و الکومتر شود.
آلفرهنگ مترادف و متضاد۱. اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل ۲. احمر، سرخ، قرمز ۳. پری، جن، زائوترسان ۴. سراب
اللغتنامه دهخداال . [ اُ ] (ترکی ، ضمیر) او، ضمیر غائب . (برهان ). ترکی است یعنی او. (شرفنامه ٔ منیری ).
الکل سنجلغتنامه دهخداالکل سنج . [ اَ ک ُ س َ ] (اِ مرکب ) یا الکومتر و یا الکلومتر ، آلتی است درجه دار شبیه به ترمومتر که برای تعیین مقدار الکل در مشروبات بکار میرود. این آلت در آب
الکلومترلغتنامه دهخداالکلومتر. [ اَ ک ُ ل ُ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) الکل سنج . رجوع به الکل سنج و الکومتر شود.
الکل اتیلیکلغتنامه دهخداالکل اتیلیک . [ اَ ک ُ اِ ] (ترکیب وصفی ) یا الکل معمولی از اقسام الکل است که در همه ٔ نوشابه های خمری ، شراب وعرق و امثال آن وجود دارد. و آنرا الکل سفید نیز می
کومرلغتنامه دهخداکومر. [ م َ] (هزوارش ، اِ) به لغت زند و پازند به معنی امرود باشد و آن میوه ای است معروف که به عربی کمثری خوانند. (برهان ) (آنندراج ). به لغت زند و پازند امرود.
همتافت کماسپینlow-spin complexواژههای مصوب فرهنگستانترکیبی همارا که کمترین الکترونهای زوجنشده را دارد