الکانلغتنامه دهخداالکان . [ ] (اِخ ) یا الجان ، دهی است از دهستان پشت گدار بخش حومه ٔ شهرستان محلات که در 24 هزارگزی شمال محلات در کوهستان قرار دارد. سردسیر است و سکنه ٔ آن 100 ت
الکانلغتنامه دهخداالکان . [ اَ ] (اِخ ) از دیههای بارفروش (مازندران ). رجوع به مازندران و استراباد رابینو ص 117 و ترجمه ٔ همان کتاب ص 158 شود.
الکانینلغتنامه دهخداالکانین . [ اَ ] (فرانسوی ، اِ) از مواد ملونه است که در ریشه ٔ نبات الکانا وجود دارد. لیپیدها و سوبرین را قرمزرنگ میسازد وحتی اگر تکه ای از ریشه ٔ این نبات را د
کانی آلوچهلغتنامه دهخداکانی آلوچه . [ چ ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان جوانرود بخش پاوه شهرستان سنندج که اکنون مخروبه ای است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).
الکانینلغتنامه دهخداالکانین . [ اَ ] (فرانسوی ، اِ) از مواد ملونه است که در ریشه ٔ نبات الکانا وجود دارد. لیپیدها و سوبرین را قرمزرنگ میسازد وحتی اگر تکه ای از ریشه ٔ این نبات را د