الوحیلغتنامه دهخداالوحی . [ اَل ْ وَ حا ] (ع صوت ) بشتاب . شتاب کن . گاهی هم بتکرار گویند یعنی الوحی الوحی یا الوحاک الوحاک . رجوع به اقرب الموارد ذیل وحی شود.
علی الوحیدلغتنامه دهخداعلی الوحید. [ ع َ لَل ْ وَ ] (اِخ ) ابن حاتم آخرین امیر از بنی حمدان صنعا. رجوع به علی حمدانی (ابن حاتم ) شود.
کاتب الوحیلغتنامه دهخداکاتب الوحی . [ ت ِ بُل ْ وَح ْی ْ ] (ع ص مرکب ، اِمرکب ) کاتب وحی . رجوع به کاتب وحی شود : کاتب الوحی گل به آب حیات به شقایق بخون نوشته برات .نظامی (هفت پیکر چ
علی وحیدلغتنامه دهخداعلی وحید. [ ع َ وَ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ ادرنوی رومی حنفی . وی منطقی بود و درسال 1220 هَ . ق . درگذشت . او راست : 1- حاشیه بر شرح فناری بر ایساغوجی ، در منطق . 2-
علی الوحیدلغتنامه دهخداعلی الوحید. [ ع َ لَل ْ وَ ] (اِخ ) ابن حاتم آخرین امیر از بنی حمدان صنعا. رجوع به علی حمدانی (ابن حاتم ) شود.
کاتب الوحیلغتنامه دهخداکاتب الوحی . [ ت ِ بُل ْ وَح ْی ْ ] (ع ص مرکب ، اِمرکب ) کاتب وحی . رجوع به کاتب وحی شود : کاتب الوحی گل به آب حیات به شقایق بخون نوشته برات .نظامی (هفت پیکر چ
علی یامیلغتنامه دهخداعلی یامی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) (علی الوحید...) ابن حاتم بن احمد یامی . آخرین تن از بنی حمدان یمن . رجوع به علی حمدانی (ابن حاتم ...) شود.