الوتلغتنامه دهخداالوت . [ اَ ] (اِخ ) دهی است مرکز دهستان اَلوت بخش بانه ٔ شهرستان سقز، در 7 هزارگزی مرز عراق کنار رودخانه ٔ زاب و 36 هزارگزی باختر بانه . کوهستانی و سردسیر است
الوتلغتنامه دهخداالوت . [ اَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای هفتگانه ٔ بخش بانه ٔ شهرستان سقز، و همچنین نام آبادی مرکز دهستان است . این دهستان در باختر بخش واقع و محدود است از طرف
الوتلغتنامه دهخداالوت . [ اُ لُت ْ ] (اِخ ) الت . شهریست در ناحیه ٔ کاتالونی اسپانیا جزء ایالت ژیرون که در شصت هزارگزی شمال شرقی ژیرون و در دامنه ٔ سلسله ٔ جبال پیرنه و نزدیک کش
الوطلغتنامه دهخداالوط. [ اَ ] (از ع ، ص ، اِ) رندان و اوباش . بعضی گویند ظاهراً جمعلوطی است نظیر رنود و صدور که جمع رند و صدر است ، وصاحب بهار عجم گوید: در این سخن تأمل است ، چ
الوطلغتنامه دهخداالوط. [ اَل ْ وَ ] (ع ن تف ) چسبانتر: هو الوط بقلبی ؛ او چسبانتر است به دل من . (از منتهی الارب ). || لواطکننده تر.- امثال : الوط من دب .الوط من راهب . رجوع
الوترلغتنامه دهخداالوتر. [ اِ ل ُ ت ِ ] (اِخ ) نام یکی از پاپهاست . وی به سال 175م . پاپ شد و در زمان دو امپراتور موسوم به مارک اورل و کومود مدت 15 سال سمت پاپی داشت و نصرانیت را
الوترلغتنامه دهخداالوتر. [ اِ ل ُ ت ِ ] (اِخ ) نام دو تن از اعزه ٔ نصاری . (از قاموس الاعلام ترکی ج 2)
زایل الوتدلغتنامه دهخدازایل الوتد. [ ی ِ لُل ْ وَ ت َ ] (ع اِ مرکب ) زائل الوتد. رجوع به زایل وتد شود.