الواتلغتنامه دهخداالوات . [ اَل ْ ] (از ع ، ص ، اِ) بمعنی اَلواد است . (فرهنگ نظام ). رجوع به اَلواد شود.
الواطلغتنامه دهخداالواط. [ اَل ْ ] (از ع ، ص ، اِ) در تداول عوام ، دارای اعمال زشت . این کلمه که صورت جمع دارد در تداول عامه بیشتر بجای مفرد استعمال شود چنانکه گویند: فلان الواط
واتنلغتنامه دهخداواتن . [ ت ِ ] (ع ص ) چیز ثابت و پاینده و در جای خود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ج ، وتن . (ناظم الاطباء). || آب روان . (منتهی الارب ) (آنندراج )
سلاءلغتنامه دهخداسلاء. [ س ُل ْ لا ] (ع اِ) ته خرما. (غیاث ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ته خرما. الوات سلاةَ. (مهذب الاسماء). || مرغی است . (آنندراج ) (منتهی الارب ). یک نوع مرغ
جدالةلغتنامه دهخداجدالة. [ ج َ ل َ ] (ع اِ) زمین . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : قد اَرکب ُ الاَّلةَ بعد الآلةواَترک العاجزَ بالجَدالة. (از اقرب الموا