الهاملغتنامه دهخداالهام . [ اِ ] (ع مص ) در دل افکندن . (تاج المصادر بیهقی ) (مؤید الفضلاء) (مجمل اللغة). اندر دل افکندن . (ترجمان علامه ، تهذیب عادل ). در دل انداختن . (مقدمه ٔ
inspireدیکشنری انگلیسی به فارسیالهام بخشیدن، دمیدن در، در کشیدن نفس، استنشاق کردن، القاء کردن، نفس عمیق کشیدن، سر غیرت اوردن
inspiritدیکشنری انگلیسی به فارسیالهام بخشیدن، سر غیرت اوردن، روح دادن، جان دادن، تشویق کردن، بر سر غیرت اوردن، تحریک کردن