النیلغتنامه دهخداالنی . [ اَ ] (اِ) چوب بازوی در باشد. (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). چوب بازوی دروازه . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ). و ظن غالب این است که ترکی باشد.
علنیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آشکارا؛ هویدا.۲. (قید) = علناً علنی شدن: (مصدر لازم) آشکار شدن. علنی کردن: (مصدر متعدی) آشکار کردن.
علنیلغتنامه دهخداعلنی . [ ع َ ل َ ] (از ع ، ص نسبی ، ق ) مأخوذ از عربی ِ عَلِن . عَلَن . آشکارا. آشکار. علناً.- علنی شدن ؛ ظاهر شدن . فاش شدن . آشکار شدن . رجوع به علنی شود.-
النیونلغتنامه دهخداالنیون . [ اِ ل ِ ] (یونانی ، اِ) راسن و زنجبیل شامی . (ناظم الاطباء) (لکلرک ج 1 ص 153).
اصل النیللغتنامه دهخدااصل النیل . [ اَ لُن ْ نی ] (ع اِ مرکب ) بیخ حب النیل . رجوع به الفاظ الادویه شود.
اصل النیلوفر الهندیلغتنامه دهخدااصل النیلوفر الهندی . [ اَ لُن ْ نی ف َ رِل ْ هَِ ] (ع اِ مرکب ) بیخ او سپید است . (تحفه ). بیخ او سپید است ، و گفته اند فلست است و فاغیه را نیز نامیده اند. (فه
خیامی النیسابوریلغتنامه دهخداخیامی النیسابوری . [ خ َی ْ یا می یُن ْ ن ِ ] (اِخ ) نام دیگر حکیم عمربن ابراهیم خیام یا خیامی است . رجوع به «خیام » و «خیامی » شود.