النجالغتنامه دهخداالنجا. [ اَ ل َ ] (اِخ ) همان النجق است . رجوع به اخبارالدولة السلجوقیة ص 181 و «النجق » شود.
النجارقلغتنامه دهخداالنجارق . [ اَ ل َ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان تیرچایی بخش ترکمان شهرستان میانه ، در 17هزارگزی شمال میانه و 28 هزارگزی خاور ترکمان . کوهستانی و معتدل است . سک
النجانلغتنامه دهخداالنجان . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) نام ناحیه ای است در صفاهان که برنج خوب در آنجا حاصل میشود و پشه ٔ بسیار هم دارد. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ) (مؤیدالفضلا). و
آل نجاحلغتنامه دهخداآل نجاح . [ ل ِ ن َ ] (اِخ ) طائفه ای از سلاطین اسلام که در زبید مدتی حکم رانده اند (412-553 هَ .ق .). سرسلسله ٔ آنان نجاح مملوک حبشی مرجان از ملوک بنی زیاد بود
ابلینس النجارلغتنامه دهخداابلینس النجار. [ اَ ب ُل ْ لی ن ُ سِن ْن َج ْ جا ] (اِخ ) رجوع به ابلونیوس اسکندرانی شود.
النجارقلغتنامه دهخداالنجارق . [ اَ ل َ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان تیرچایی بخش ترکمان شهرستان میانه ، در 17هزارگزی شمال میانه و 28 هزارگزی خاور ترکمان . کوهستانی و معتدل است . سک
النجانلغتنامه دهخداالنجان . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) نام ناحیه ای است در صفاهان که برنج خوب در آنجا حاصل میشود و پشه ٔ بسیار هم دارد. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ) (مؤیدالفضلا). و
آل نجاحلغتنامه دهخداآل نجاح . [ ل ِ ن َ ] (اِخ ) طائفه ای از سلاطین اسلام که در زبید مدتی حکم رانده اند (412-553 هَ .ق .). سرسلسله ٔ آنان نجاح مملوک حبشی مرجان از ملوک بنی زیاد بود