المجسطیلغتنامه دهخداالمجسطی . [ اَ م َ ج ِ ] (اِخ ) مهمترین اثر بطلمیوس القلوذی است . ترجمه ٔ اسم اصلی این کتاب ، ترکیب تألیف ریاضی است و بعد آن را از باب اهمیت و تأثیر فراوانش م
آلفرهنگ مترادف و متضاد۱. اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل ۲. احمر، سرخ، قرمز ۳. پری، جن، زائوترسان ۴. سراب
اللغتنامه دهخداال . [ اُ ] (ترکی ، ضمیر) او، ضمیر غائب . (برهان ). ترکی است یعنی او. (شرفنامه ٔ منیری ).
اللغتنامه دهخداال . [ اُل ل ] (ع اِ) نخستین و از ماده ٔ اول نیست . (منتهی الارب ). || ما له اُل ّ و غل ّ؛ یعنی نیست او را چیزی از تفتگی و بی آرامی . (منتهی الارب ).
قانون بطلمیوسواژهنامه آزادقانونی است که در المجسطی ضبط شده این قانون از هیئت دانهای اسکندریه است که حساب نجومی بابلی را راجع بهیئت از زمان نبو نصر پادشاه آسور مرتب کرده اند .
مجسطیلغتنامه دهخدامجسطی . [ م ِ ج َ ] (اِخ ) نام کتابی است مغان را یعنی آتش پرستان را در احکام آتش پرستی از مجسط موبد و نام کتابی نیز هست از اقلیدس حکیم یونانی در علم ریاضی . (بر
ابوحیانلغتنامه دهخداابوحیان . [ اَ ح َی ْ یا ] (اِخ ) مترجم و مصلح کتاب المجسطی با معاضدت سلم بأمر یحیی بن خالد برمکی بود و نیز نام او را ابوحسان آورده اند. رجوع به ابوحسان ... شو
تولسلغتنامه دهخداتولس . [ ] (اِخ ) آقای همائی در ذیل کلمه ٔ ثولس در کتاب التفهیم آرند: ضبط این کلمه در نسخ فارسی و عربی این کتاب و همچنین المجسطی و دیگر کتب قدیم به اختلاف ثولی
ثأودوسیوسلغتنامه دهخداثأودوسیوس . [ ث َاُ ] (اِخ ) از حکماء ریاضی یونان در قرن اول مسیحی است صاحب تصانیف مفید در ریاضی و هندسه . کتاب الاکر او در سه مقاله از بهترین کتب متوسط بین کت