القاوریinductance 1واژههای مصوب فرهنگستانخاصیتی در مدار الکتریکی یا در دو مدار مجاور که به موجب آن تغییر جریان در یک مدار در مدار دیگر یا در خودش نیروی محرک الکتریکی ایجاد میکند
آل قاوردلغتنامه دهخداآل قاورد. [ ل ِ وَ ] (اِخ ) نام خانواده ای از سلاجقه که از سال 433 تا 583 هَ .ق . در کرمان حکومت مستقل داشته اند. مؤسس این خانواده عمادالدین قراارسلان قاوردبن
دخان القواریرلغتنامه دهخدادخان القواریر. [ دُ نُل ْ ق َ ](ع ، اِ مرکب ) دود آبگینه گران . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).دوده ٔ شیشه است . گرم و خشک و مقوی باصره و جالی و جهت سبل و ناخنه و بردن گ
ابن القاریهلغتنامه دهخداابن القاریه . [ اِ نُل ْ ی َ ] (ع اِ مرکب ) جوجه . فَرْخ . فروج . (المزهر). و رجوع به ابن القاویه شود.
ابن القاویهلغتنامه دهخداابن القاویه . [ اِ نُل ْ ی َ ] (ع اِ مرکب ) جوجه ٔ کبوتر. فَرْخ حمام . (تاج العروس ). و رجوع به ابن القاریه شود.
واکنایی القاییinductive reactanceواژههای مصوب فرهنگستانواکنایی ناشی از القاوری یک القاگر یا مقدار مقاومت ظاهری هر القاگر
جفتشدگی رهبندیمشترکcommon impedance couplingواژههای مصوب فرهنگستانبرهمکنش دو مدار ازطریق القاوری یا ظرفیت در یک مدار مشترک
رهبندی پویاdynamic impedance, rejector impedanceواژههای مصوب فرهنگستانرهبندی مداری با القاوری و ظرفیت موازی در بسامدی که این رهبندی بیشینه باشد
نزداحسگر القاییinductive proximity sensorواژههای مصوب فرهنگستاننزداحسگری که براساس تغییر ضریب القاوری ناشی از حضور شیء فلزی کار میکند
تراوایی مختلطcomplex permeabilityواژههای مصوب فرهنگستانخاصیتی از مادۀ مغناطیسی که متناسب است با نسبت القاوری پیچۀ دارای هسته به پیچۀ بدون هسته