الفاظلغتنامه دهخداالفاظ. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ لَفظ. سخنان . (آنندراج ) (المنجد). صاحب تاج العروس گوید: «لفظ» واحد «الفاظ» و آن در اصل مصدر است - انتهی . و صاحب منتهی الارب آرد: لفظ؛
الفاءلغتنامه دهخداالفاء. [ اِ ] (ع مص (از «ل ف و») یافتن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی تهذیب عادل ) (تاج المصادر بیهقی ) (غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد). یافتن و وارسیدن چیز را. (منت
الفاءلغتنامه دهخداالفاء. [ اُ ل َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَلیف . (متن اللغة). با یکدیگر الفت کنندگان و دوست دارندگان . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به الیف شود.
آلفافرهنگ انتشارات معین[ فر. ] (اِ.) گیاهی است از تیرة غلات که دایمی است و در شمال آفریقا و جنوب اسپانیا فراوان است . الیاف این گیاه در کاغذسازی و ساختن طناب به کار می رود؛ جلفا، الفا