الشترلغتنامه دهخداالشتر. [ اَ ل ِ ت َ ] (اِخ ) قصبه ای است از دهستان حسنوند مرکز بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد که در 54 هزارگزی شمال خرم آباد قرار دارد. جلگه و سردسیر است . سکنه ٔ
آلشترلغتنامه دهخداآلشتر. [ ل ِ ت َ ] (اِخ ) نام رودی ، و آن یکی از روافد و آبراهه های کشکانرود است . و آن را اَلشتر نیز گویند.
دوآب الشترلغتنامه دهخدادوآب الشتر. [ دُ ب ِ اَ ل ِ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسنوند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد دارای 330 تن سکنه . آب آن از چشمه ها. ساکنین از طایفه ٔ حسنوند می
آلفرهنگ مترادف و متضاد۱. اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل ۲. احمر، سرخ، قرمز ۳. پری، جن، زائوترسان ۴. سراب
اللغتنامه دهخداال . [ اُ ] (ترکی ، ضمیر) او، ضمیر غائب . (برهان ). ترکی است یعنی او. (شرفنامه ٔ منیری ).
دوآب الشترلغتنامه دهخدادوآب الشتر. [ دُ ب ِ اَ ل ِ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسنوند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد دارای 330 تن سکنه . آب آن از چشمه ها. ساکنین از طایفه ٔ حسنوند می
القاص آبادلغتنامه دهخداالقاص آباد.[ اَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسنوند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد در 3 هزارگزی جنوب الشتر و یکهزار گزی خاور راه شوسه ٔ خرم آباد به الشتر. جلگه و سر
کمرسیاهواژهنامه آزاد{کمرسیاه:روستایی در 5 کیلومتری جنوب الشتر که نام قدیمی آن ایمانقلی آباد بوده است. جمعیت آن در حدود 100 نفر است و یک سراب پر آب دارد. چون روی سنگ های این روستاه
علملغتنامه دهخداعلم . [ ع َ ل َ ](اِخ ) دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد واقع در 33 هزارگزی جنوب باختری الشتر و 21 هزارگزی باختر راه اتومبیل رو خرم آباد ب