السانلغتنامه دهخداالسان . [ اِ ] (ع مص ) عاریت دادن کسی را شترکره ، تا بدان ناقه ٔ خود را دوشد، گویی زبان (لسان ) شترکره را به او عاریت داده است . (از منتهی الارب ). || سخن کسی ر
السانافرهنگ نامها(تلفظ: elsānā) (ترکی ـ فارسی) [ال = آل ، شهر و ولایت ، خویشی + سان (پسوند شباهت) + ا (الف اسم ساز)] ، مثل ایل ، مثل مردم ایل و شهر و ولایت ، چون خویشان.
السانافرهنگ نامها(تلفظ: elsānā) (ترکی ـ فارسی) [ال = آل ، شهر و ولایت ، خویشی + سان (پسوند شباهت) + ا (الف اسم ساز)] ، مثل ایل ، مثل مردم ایل و شهر و ولایت ، چون خویشان.