الذیلغتنامه دهخداالذی . [ اَل ْ ل َ ] (ع اِموصول ) آن مرد که . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آن مذکرکه . (ترجمان علامه ٔ جرجانی تهذیب عادل ). || آنکه . (منتهی الارب ). آنچه . که .
الزیدنلغتنامه دهخداالزیدن . [ اَ دَ ] (مص ) هضم کردن . (فرهنگ شعوری ج 1 ورق 122 الف ). استینگاس نیز به همین معنی آورده و آن را مشکوک دانسته است .
الزیسلغتنامه دهخداالزیس . [ اِ ل ُ ] (اِخ ) قصبه ای است در آتیک در شمال غربی آتن . این قصبه معبدی دارد از الهه ٔ «دمته » که مراسمی مشهور در آنجا بر پا میکنند.
الزینلغتنامه دهخداالزین . [ اِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان طارم علیا، بخش سیردان شهرستان زنجان که در 35 هزارگزی شمال باختری سیردان و ده هزارگزی راه مالرو طارم قرار دارد. کوهستانی
آل زیادلغتنامه دهخداآل زیاد. [ ل ِ ] (اِخ ) اولاد زیادبن ابیه که معاویةبن ابی سفیان او را بپدر خویش ابوسفیان ملحق ساخت ، و در دواوین و انساب ، او و فرزندانش را بقریش منسوب کردند. و
الزیدنلغتنامه دهخداالزیدن . [ اَ دَ ] (مص ) هضم کردن . (فرهنگ شعوری ج 1 ورق 122 الف ). استینگاس نیز به همین معنی آورده و آن را مشکوک دانسته است .
الزیسلغتنامه دهخداالزیس . [ اِ ل ُ ] (اِخ ) قصبه ای است در آتیک در شمال غربی آتن . این قصبه معبدی دارد از الهه ٔ «دمته » که مراسمی مشهور در آنجا بر پا میکنند.
الزینلغتنامه دهخداالزین . [ اِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان طارم علیا، بخش سیردان شهرستان زنجان که در 35 هزارگزی شمال باختری سیردان و ده هزارگزی راه مالرو طارم قرار دارد. کوهستانی
آل زیادلغتنامه دهخداآل زیاد. [ ل ِ ] (اِخ ) اولاد زیادبن ابیه که معاویةبن ابی سفیان او را بپدر خویش ابوسفیان ملحق ساخت ، و در دواوین و انساب ، او و فرزندانش را بقریش منسوب کردند. و
آل زیارلغتنامه دهخداآل زیار. [ ل ِ ] (اِخ ) سلسله ای از ملوک و امرای ایرانی نژاد در گرگان ، از سال 316 تا 434 هَ .ق . مؤسس این سلسله مرداویج (مرداویز)بن زیار که خود را از اعقاب پا