الزجلغتنامه دهخداالزج . [ اَ زَ ] (ع ن تف ) قیاساً اسم تفضیل است از لزج بمعنی لزج تر و لغزنده تر و چسبنده تر و چرب تر، ولی در فرهنگها تصریح نشده است : غیر أنه اعظم منه و أعرض
ابن الزجاجیلغتنامه دهخداابن الزجاجی . [ اِ نُزْ زُ ] (اِخ ) اسماعیل بن احمد وراق . عالمی لغوی و نحوی . (از ابن الندیم ).
ابن الزجاجیلغتنامه دهخداابن الزجاجی . [ اِ نُزْ زُ ] (اِخ ) اسماعیل بن احمد وراق . عالمی لغوی و نحوی . (از ابن الندیم ).