رگة نوع آلپیAlpine-type veinواژههای مصوب فرهنگستانفضاهایی خالی که در طی کشش و خمش زمینساختی سنگها باز میشوند و حاوی کانیهای جالبتوجهی هستند
قُنِشِ اَلَرگگویش بختیاریادرار کردن لک لکها در آب (نزدیک عید که هوا رو به گرمى مىرود و آبها دیگر یخ نمىبندند گویند لکلکها در آب ادرار کردهاند).
مفصودلغتنامه دهخدامفصود. [م َ ] (ع ص ) رگ زده شده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ).رگ زده . فصدشده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).