ذوی الروحلغتنامه دهخداذوی الروح . [ ذَ وِرْ رو ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) جانوران . جانداران . || غیر ذوی الروح ؛ آنچه جان ندارد چون جماد.
روح الامینلغتنامه دهخداروح الامین . [ حُل ْ اَ ] (اِخ ) جبرئیل علیه السلام . روح نام جبرئیل و امین صفت اوست ، و خطاب «امین » از آن یافت که آنچه از کلام خدا میشنید بعینه پیش پیغمبر ادا
ذوی الروحلغتنامه دهخداذوی الروح . [ ذَ وِرْ رو ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) جانوران . جانداران . || غیر ذوی الروح ؛ آنچه جان ندارد چون جماد.
روح الامینلغتنامه دهخداروح الامین . [ حُل ْ اَ ] (اِخ ) جبرئیل علیه السلام . روح نام جبرئیل و امین صفت اوست ، و خطاب «امین » از آن یافت که آنچه از کلام خدا میشنید بعینه پیش پیغمبر ادا
روح القاءلغتنامه دهخداروح القاء. [ ح ِ اِ ] (اِخ ) یعنی آنکه علم مغیبات را به قلب القاء میکند و او جبرئیل علیه السلام است . گاهی به قرآن نیز اطلاق شود، و مراد از آیه ٔ «ذوالعرش یلقی