رزق الحسنلغتنامه دهخدارزق الحسن . [ رِ قُل ْ ح َ س َ ] (ع اِ مرکب ) آنچه به صاحبش رسد بی آنکه در طلب آن رنج و زحمتی بکشد. و گفته شده است : آنچه بدون کسب و حساب و بطور غیرمنتظره بدست
آرایش رزمی الکترونیکیelectronic order of battleواژههای مصوب فرهنگستانوضعیت استقرار سامانههای الکترونیکیِ دشمن
المرلغتنامه دهخداالمر. [ اَ لِف ْ لام ْ میم ْ را ] (اِخ ) یعنی انا اﷲ اعلم و اری ؛ منم خدای میدانم و می بینم . (ترجمان علامه تهذیب عادل ). معنای آن : انا المحیی الممیت الرزاق .
رزمةلغتنامه دهخدارزمة. [ رَ م َ ] (ع اِ) یک بار خوردن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || یک بار در روز خوردن مانند وجبة. (از اقرب الموارد). اکل الرزمة؛ در روز یک بار طعام خوردن
رزاقلغتنامه دهخدارزاق . [ رَزْ زا ] (ع ص ) پیداکننده ٔ روزی و دهنده ٔ آن . (منتهی الارب ). رزق دهنده . (آنندراج ).روزی دهنده . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). بسیار رزق دهنده . (فره
رزیةلغتنامه دهخدارزیة. [ رَ زی ی َ ] (ع اِ) رزیت . مصیبت . (منتهی الارب )(آنندراج ) (دهار) (از اقرب الموارد). مصیبت . ج ، رَزایا. (مهذب الاسماء) : و یقابل مؤلم الرزیةبما اسبغ ا
موفق الدینلغتنامه دهخداموفق الدین . [ م ُ وَف ْ ف َ قُدْ دی ] (اِخ ) احمدبن عباس ، مکنی به ابوطاهر و معروف به ابن برخش ، از مردمان واسط و از بزرگان ادباو شعرا و فضلا و اطبای نامی معاص