الحکملغتنامه دهخداالحکم . [ اَ ح ُ م ُ لِل ْ لاه ] (ع جمله ٔ اسمیه ) فیصل امور با خدای تعالی است . (از ناظم الاطباء). فرمان خدای راست . رجوع به حکم شود : گر تیغ بارد در کوی آن ما
الحکم للـهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحکم و فرمان خدا را است؛ فیصل امور با خدا است. Δ برای نشان دادن تسلیم خود در شرایط بد به زبان میآوردند: ◻︎ گر تیغ بارد در کوی آن ماه / گردن نهادیم الحکمل
الحکم للـهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحکم و فرمان خدا را است؛ فیصل امور با خدا است. Δ برای نشان دادن تسلیم خود در شرایط بد به زبان میآوردند: ◻︎ گر تیغ بارد در کوی آن ماه / گردن نهادیم الحکمل