20011 مدخل
۱. رسیدن و پیوستن به کسی.۲. بههم رسانیدن و پیوند دادن؛ پیوستگی.
پیوست
اتصال، انضمام، پیوستگی، پیوستن، ضمیمه، وصل
addenda, confluence, incorporation, integration, linkup
پيوست , ضميمه سازي , انضمام
اتحاد , ادخال , التصاق , اندماج , زيادة , ملحق , وصول
التصاق
ذيل , ملحق
موافقة
affix, append, subjoin
confluence
خیلی ممنون
هورنتین
الحاق , جوف گذاري
الحاق , تذييل , تسييج , ملحق
الحاق , ملحق
الحاق، پیوست، تکمله، تلوا، فرعی، ملحق
الحاق، پیوست، پیوستگی، ضمیمه