20012 مدخل
۱. افروخته شدن آتش؛ زبانه کشیدن آتش؛ برافروختن.۲. [مجاز] برافروختگی؛ خشم.۳. (پزشکی) سوزش، درد، و سرخی پوست بدن.
برافروختگ
۱. برافروختگی، سوز، سوزش ۲. اضطراب
incandescence, inflammation
اماس , التهاب , شعله ور سازي , احتراق
اضطراب , التهاب , تاجج , غليان
التحاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) به راه فراخ رفتن . (منتهی الارب ).
به راه فراخ رفتن
اماس معده , التهاب معده , ورم معده
اماس خشک ناي , التهاب حنجره
اماس کبدي , تورم کبد
ورم لوزتين , ورم لوزه , زهر باد
ورم مفاصل , اماس مفصل
خیلی ممنون
هورنتین
التهاب