الاولغتنامه دهخداالاو. [ اَ ] (اِ) آتش شعله ناک . (برهان ). آتش . (رشیدی ) (جهانگیری ). اَ لَو : ترا ای خواجه گر هیزم نباشددم سرما که هنگام الاو است سواد شعر طوسی را طلب کن بسوز
آلاولغتنامه دهخداآلاو. (اِ) اَلاو. اَلَو. آتش شعله ناک . || لهَب . زبانه . شعله : بر اوج گنبد گردون از آن بتابد هورکه یافت از تف قندیل مرتضی آلاو.آذری .
الا و للالغتنامه دهخداالا و للا. [ اِل ْ لا وُ لِل ْ لا ] (ق مرکب ) در تداول عوام ، حتماً. لابد. بی چون و چرا: الا و للا همین را میخواهم که میخواهم . رجوع به ماده ٔ قبل شود.
الا و بلالغتنامه دهخداالا و بلا. [ اِل ْ لا وُ بِل ْ لا] (ق مرکب ) در تداول عامه بلاتخلف . حتماً. مسلماً: الا و بلا باید این کار بشود. رجوع به ماده ٔ بعد شود.
الا و للالغتنامه دهخداالا و للا. [ اِل ْ لا وُ لِل ْ لا ] (ق مرکب ) در تداول عوام ، حتماً. لابد. بی چون و چرا: الا و للا همین را میخواهم که میخواهم . رجوع به ماده ٔ قبل شود.
الا و بلالغتنامه دهخداالا و بلا. [ اِل ْ لا وُ بِل ْ لا] (ق مرکب ) در تداول عامه بلاتخلف . حتماً. مسلماً: الا و بلا باید این کار بشود. رجوع به ماده ٔ بعد شود.
لاتثنی الا و قدتثلثلغتنامه دهخدالاتثنی الا و قدتثلث . [ ت ُ ث َن ْ نا اِل ْ لا وَ ق َ ت ُ ث َل ْ ل َ ] (ع جمله ٔ فعلیه ) هیچ دوئی نیست که سه نشود.
الالغتنامه دهخداالا. [ اَ ] (صوت ) کلمه ٔ خطاب است یعنی ای و به عربی یا گویند. (برهان ). در فارسی ... کلمه ٔ خطاب است بمعنی ای . (غیاث از برهان ). و صاحب نهج الادب آرد: و بعضی