اقمارلغتنامه دهخدااقمار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قمر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج ِ قمر، به معنی ماه ازشب سوم تا آخر ماه . (آنندراج ). || ج ِ قمیر. (منتهی الارب ) (
اقمارلغتنامه دهخدااقمار. [ اِ ] (ع مص ) بدیر کشیدن رسیدگی خرما و میوه چندانکه سرما درآید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || تباه گردیدن شیرینی و حلاوت میوه قبل از آنکه برسد. || ا
اقمارفرهنگ انتشارات معین( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ قَمَر. 1 - ماه ها، سیارات کوچکی که به دور یکی از سیارات می گردند. 2 - در فارسی ، کشورهای ضعیفی که از نظر سیاسی پیرو کشورهای قوی تر می
اغمارلغتنامه دهخدااغمار. [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ غُمر و غُمُر، بمعنی گول و زعفران . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نادان و ناآزموده کاران . (غیاث اللغات ). ج ِ غُمر،زعفران و نوع
اغمارلغتنامه دهخدااغمار. [ اِ ] (ع مص ) دلیر گشتن بر سختی گرما و راه رفتن سپس سستی آوردن . یقال : «اغمرنی الحر». (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فتور یافتن گرماآنگاه دلیر شدن و بر
پست اقماریsatellite substationواژههای مصوب فرهنگستانپست برق دورفرمانی که پست اصلی آن را واپایش میکند
تدفینهای اقماریsatellite burialsواژههای مصوب فرهنگستانتدفین اجساد یا خاکستر آنها در اطراف ساختار اصلی یک گورپشته در طی دوران پس از ساخته شدن آن
حساب اقماری گردشگریtourism satellite accountواژههای مصوب فرهنگستاننظامی محاسباتی در سطح ملی یا محلی که تمام پیامدهای مستقیم گردشگری بر اقتصاد را نشان میدهد
فرودگاه اقماریsatellite airportواژههای مصوب فرهنگستانفرودگاهی در محدودة جغرافیایی فرودگاه اصلی که از لحاظ مقررات پروازی سازمان هواپیمایی کشوری تابع آن فرودگاه است
شبکة پروازی کانونی ـ اقماریhub and spoke airport networkواژههای مصوب فرهنگستان← مدل پروازی کانونی ـ اقماری
مدل پروازی کانونی ـ اقماریhub and spoke model, hub and spoke flight, hub and spoke flying, hub and spokeواژههای مصوب فرهنگستانمدلی پروازی که شرکتهای حملونقل هوایی را قادر میسازد شماری از فرودگاههای اصلی را بهعنوان فرودگاههای کانونی در نظر بگیرند و بهمنظور افزایش بسامد پرواز و صر
اِنسلادوسEnceladusواژههای مصوب فرهنگستانیکی از قمرهای زحل که در مقایسه با اقمار دیگر منظومۀ شمسی دهانههای برخوردی کمتری دارد