اقلیدسلغتنامه دهخدااقلیدس . [ اُ دِ ] (اِخ ) ابن نوقطرس بن برنیقس ریاضی دان و منجم و فیلسوف مشهور و متبحر در علم هندسه است که بصاحب جومطریا شهرت یافته و کتابی بهمین نام در هندسه ت
ابن اقلیدسلغتنامه دهخداابن اقلیدس . [ اِ ن ُ اُ دِ ] (اِخ ) ابواسحاق ابراهیم بن محمدبن صالح . او از استادان شطرنج بوده و کتاب مجموع فی منصوبات شطرنج از اوست . (ابن الندیم ).
هندسه ٔ اقلیدسیلغتنامه دهخداهندسه ٔ اقلیدسی . [ هَِ دِ س ِ ی ِ اُ دِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) هندسه ای است که بر اصل موضوع اقلیدس بنا شده است .توضیح : اصل موضوع اقلیدس عبارت است از این فر
اقلیدلغتنامه دهخدااقلید. [ اِ ] (اِخ ) بلوکی است از فارس . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در پنج فرسنگی جنوبی آباده در دامنه ٔ کوه افتاده شهری است در استخر فارس و دارای ولایت و م
اقلیدلغتنامه دهخدااقلید. [ اِ ] (ع اِ) حلقه ٔ بینی شتر ماده . || رسن از برگ خرما که سر خنور را بدان بندند. || رشته ای مانند تار از روی که بر حلقه ٔ بینی شتر و بر حلقه ٔ گوشواره پ
هندسه ٔ اقلیدسیلغتنامه دهخداهندسه ٔ اقلیدسی . [ هَِ دِ س ِ ی ِ اُ دِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) هندسه ای است که بر اصل موضوع اقلیدس بنا شده است .توضیح : اصل موضوع اقلیدس عبارت است از این فر
ابن اقلیدسلغتنامه دهخداابن اقلیدس . [ اِ ن ُ اُ دِ ] (اِخ ) ابواسحاق ابراهیم بن محمدبن صالح . او از استادان شطرنج بوده و کتاب مجموع فی منصوبات شطرنج از اوست . (ابن الندیم ).