اقلابلغتنامه دهخدااقلاب . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قَلب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || ج ِ قِلب . (ناظم الاطباء). || ج ِ قُلب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || ج ِ قُلب ، بمعنی د
اقلابلغتنامه دهخدااقلاب . [ اِ ] (ع مص ) خشک شدن پوست و بیرون انگور. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || رسیدن هنگام برگردیدن نان . (منتهی الارب ) (ناظ
اقلاًلغتنامه دهخدااقلاً. [ اَ ق َل ْ لَن ْ ] (از ع ، ق )لااقل . لامحاله . دست کم . باری . (یادداشت مؤلف ). در فارسی متداول است ، ولی در عربی صحیح نیست چه تنوین بصفت تفضیلی ملحق
مقلبونلغتنامه دهخدامقلبون . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ، اِ) قومی که شتران آنها مبتلا به بیماری قلاب باشند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). و رجوع به اِقلاب شود.
برگردانیدنلغتنامه دهخدابرگردانیدن . [ ب َ گ َ دَ ] (مص مرکب ) برگرداندن . رد کردن . (ناظم الاطباء). برگشت دادن . پس آوردن . (فرهنگ فارسی معین ). اعاده کردن . اعاده دادن . رجعت دادن .
لحنلغتنامه دهخدالحن . [ ل َ ] (ع اِ) آواز. (منتهی الارب ). آواز خوش و موزون . ج ، الحان و لحون و فی الحدیث اقرؤاالقرآن بلحون العرب ؛ ای بصوت العرب لابصوت العجم . (منتهی الارب
خداوندلغتنامه دهخداخداوند. [ خ ُ وَ ] (اِخ ) رب . (السامی فی الاسامی ) (مهذب الاسماء). نامی از نام های الهی . خدا. خدای . پروردگار. اﷲتعالی : چون تیغ بدست آری مردم نتوان کشت نزدیک
اقلاًلغتنامه دهخدااقلاً. [ اَ ق َل ْ لَن ْ ] (از ع ، ق )لااقل . لامحاله . دست کم . باری . (یادداشت مؤلف ). در فارسی متداول است ، ولی در عربی صحیح نیست چه تنوین بصفت تفضیلی ملحق