اقزاعلغتنامه دهخدااقزاع . [ اِ ] (ع مص ) ستم کردن بر کسی در گفتار. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || از حد درگذشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
اغذاءلغتنامه دهخدااغذاء. [ اِ ] (ع مص ) خورشی دادن . (یادداشت مؤلف ). || پروردن . (یادداشت بخط مؤلف ).
اغزاءلغتنامه دهخدااغزاء. [ اِ ] (ع مص ) کارزار کردن شوی زن : اغزت المراءة اغزاءً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اغزت المراءةُ؛ غزا بعلها. (از اقرب الموارد). || برانگیختن بر غزات
اغضاءلغتنامه دهخدااغضاء. [ اِ ] (ع مص ) چشم فروخوابانیدن . (آنندراج ). چشم فروخوابانیدن و نزدیک کردن پلکها را بهم . یقال : اغضنی عنه اغضاءً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نزدیک
اقذاءلغتنامه دهخدااقذاء. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قِذی ̍. (از اقرب الموارد)(از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به قذی شود.
اقذاءلغتنامه دهخدااقذاء. [ اِ ] (ع مص ) خاشاک انداختن در چشم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). خاشه در چشم افکندن . (تاج المصادر بیهقی ). || خاشاک برآ
افزاعلغتنامه دهخداافزاع . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فَزَع ، بمعنی ترس و بیم . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
افزاعلغتنامه دهخداافزاع . [ اِ ] (ع مص ) یاری کردن و فریاد رسیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || ترسانیدن . (از منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج )(از
اقداعلغتنامه دهخدااقداع . [ اِ ] (ع مص ) بازداشتن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || ناسزاگفتن . شتم کردن . (اقرب الموارد). فحش گفتن . (آنندراج ). |