284 مدخل
پيشنهاد کردن , اشاره کردن بر , بفکرخطور دادن , اظهار کردن , تلقين کردن
استرحاماً. [اِ ت ِ مَن ْ ] (ع ق ) من باب استرحام . از راه ترحم .
با سرعت وفشار وشدت در چيزي داخل شد
نزدیک شو
نزديک شد
نزديک شد (مؤنث)
اقترح
اقترح , حرکة , عرض
استيراد , اقترح , بجعة , لمح
اغرس , اقترح , دس , لقن
استنتج , اشر , اقترح