اقتباسلغتنامه دهخدااقتباس . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) فراگرفتن آتش . (تاج المصادر بیهقی ). آتش گرفتن ، چرا که مصدر است مأخوذ از ماده ٔ قبس که بفتحتین بمعنی آتش پاره است . (آنندراج ) (غی
adoptدیکشنری انگلیسی به فارسیاتخاذ کردن، قبول کردن، اقتباس کردن، تعمید دادن، نام گذاردن، در میان خود پذیرفتن، به فرزندی پذیرفتن، فرا گرفتن
تبندیکشنری عربی به فارسیقبول کردن , اتخاذ کردن , اقتباس کردن , تعميد دادن , نام گذاردن (هنگام تعميد) , در ميان خود پذيرفتن , به فرزندي پذيرفتن , غذا , نسل , بچه سر راهي , پرستار , دايه
extractدیکشنری انگلیسی به فارسیاستخراج کردن، عصاره، خلاصه، شیره، زبده، اقتباس کردن، بیرون کشیدن، عصارهگرفتن