افلاکیانلغتنامه دهخداافلاکیان . [ اَ ] (اِ مرکب ) ثوابت و سیارات . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مؤید) (شرفنامه ٔ منیری ). ملائکه و ثوابت و سیارات . (فرهنگ محمودی از فرهنگ شع
افلاکیلغتنامه دهخداافلاکی . [ اَ ] (ص نسبی ) منجم . (یادداشت بخط مؤلف ). || آسمانی . آنکه یا آنچه در افلاک باشد : تویی چشم روشن کن خاکیان نوازنده ٔ جان افلاکیان .نظامی .
خاکیانلغتنامه دهخداخاکیان . (اِ) ج ِ خاکی (حاشیه ٔ دکتر معین بر برهان قاطع). || آدمیان . (شرفنامه ٔ منیری ) : خاکیانی که زاده ٔ زمیندددگانی بصورت آدمیند. نظامی .شاهد نو، فتنه ٔ اف
نوازندهلغتنامه دهخدانوازنده . [ ن َ زَ دَ / دِ ] (نف ) که نوازد. (یادداشت مؤلف ). که نوازش می کند. (ناظم الاطباء). آنکه نوازش و مهربانی می کند. (فرهنگ فارسی معین ). که به زیردستان
خطلغتنامه دهخداخط. [ خ َطط ] (ع مص ) گائیدن زن رابجماع خط. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). منه : خط المراءة خطا. (منتهی الارب ). || کم و اندک خوردن . (منتهی
اسطیریوسلغتنامه دهخدااسطیریوس . [ ] (اِخ ) الملک . جانشین مرقیان الملک . ابن ابی اصیبعه گوید: این پادشاه بعلتی سخت مبتلا شد و اوتوشیوس [ یحیی النحوی ؟ ] او را درمان کرد و وی شفایافت