اففلغتنامه دهخداافف . [ اَ ف َ ] (ع اِ) اندک ازچیزی . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || قلق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || هنگام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (نا
عففلغتنامه دهخداعفف . [ ع َ ف َ ] (اِ صوت ) آواز سگ . (آنندراج ). عفعف . عف . رجوع به عف و عفعف شود : ز معاملات جهان کد، تو برآ کزین همه دام و ددعفف سگی به سگی خورد لگد خری به
ماکیواژهنامه آزادمرغ خانگی؛ شکل مفرد ماکیان است و در بامیان اففانستان به کار می رود. «ما» کوتاه شدۀ ماده است و بدین قیاس «کی» باید به معنی پرنده باشد. (نَرکی به معنی خروس است)
تئفةلغتنامه دهخداتئفة. [ ت َ ءِف ْ ف َ ] (ع اِ) اِف . افان . افاف . افف . هنگام . وقت . (از قطر المحیط) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء): جاء علی تئفة ذلک ؛ ای علی اثره او عل
نرکیواژهنامه آزاد(نَرکی) در بامیان افغانستان، به معنی خروس است. ماکی، به معنی مرغ خانگی، شکل مفرد ماکیان است و در بامیان اففانستان به کار می رود. «ما» کوتاه شدۀ ماده است و بدین
افلغتنامه دهخدااف . [ اَف ف ] (ع مص ) اف کردن . (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). ازاندوه و تنگدلی و درد، اف گفتن . (از اقرب الموارد).تَأفیف . تأفف . (منته