افضلیلغتنامه دهخداافضلی . [ اَ ض َ ] (اِخ ) خاقانی را گفتندی و نام اوبدیل بود. (مؤید الفضلاء) (شرفنامه ٔ منیری ).تخلص خاقانی که در ابتدا میکرد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
افضلیتلغتنامه دهخداافضلیت . [ اَ ض َ لی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) تفوق . رجحان . افزونی . اولویت . (ناظم الاطباء).
افضلیتلغتنامه دهخداافضلیت . [ اَ ض َ لی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) تفوق . رجحان . افزونی . اولویت . (ناظم الاطباء).
افتکینلغتنامه دهخداافتکین . [ ] (اِخ ) افضلی والی اسکندریه و غلام ملک الافضل بن امیرالجیوش بود. رجوع به طبقات سلاطین اسلام شود.
جعفرلغتنامه دهخداجعفر. [ ج َ ف َ ] (اِخ )ابن محمد (شمس الخلافة)بن مختار افضلی . رجوع به ابوالفضل و جعفر و ابن شمس الخلافة در همین لغت نامه شود.