افسادلغتنامه دهخداافساد. [ اِ ] (ع مص ) فساد کردن . تباه کردن . (منتخب از غیاث اللغات ) (آنندراج ). تباه کردن . (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) (ناظم الاطباء).
افسادفرهنگ انتشارات معین( اِ ) [ ع . ] 1 - (مص م .) فساد کردن ، برپا کردن فتنه . 2 - (اِمص .) تباهی ، فساد.
افصادلغتنامه دهخداافصاد. [ اِ ] (ع مص ) ترکیدن برآمدن جای برگ درخت .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء): افصدت الشجرة؛ انشقت عیون ورقها. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
خرابکاریلغتنامه دهخداخرابکاری . [ خ َ ] (حامص مرکب ) اِفساد. (یادداشت بخط مؤلف ). عمل خرابکار. || در تداول عامه ، آلودن بستر یا زیر جامه . (یادداشت بخط مؤلف ).
عیاثلغتنامه دهخداعیاث . [ ع َی ْ یا ] (ع ص ) بسیار افسادکننده . (از اقرب الموارد). عَیوث . رجوع به عیوث شود. || (اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اسد، بج
بدذاتیلغتنامه دهخدابدذاتی . [ ب َ ] (حامص مرکب ) بداصلی و بدگوهری و افساد. (ناظم الاطباء).- بدذاتی کردن ؛ بداصلی کردن . (ناظم الاطباء).