افراغلغتنامه دهخداافراغ . [ ] (اِ)درختی است که شباهت بدرخت انجیر دارد بلکه میتوان گفت که نوعی از انجیر که بسیار بزرگ و بلندشاخه و پرسایه میباشد. در قدیم الایام در دشت اردن بسیار
افراغلغتنامه دهخداافراغ . [ اَ ] (اِخ ) نام چند موضع در حوالی مکه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) . رجوع به افراع شود.
افراغلغتنامه دهخداافراغ . [ اِ ] (ع مص ) ریختن . (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) (تاج المصادر بیهقی ) (تفلیسی ). تهی کردن . خالی کردن . فروریختن . بریختن . (یاد
افراقلغتنامه دهخداافراق . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اَفْرَق ، یعنی سپیده دم یا سپیدی اول بامداد. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به دزی ج 1 ص 1 شود.
افراقلغتنامه دهخداافراق . [ اَ / اِ ] (اِخ ) نام موضعی است از اعمال مدینه که اکثر بفتح همزه و برخی بکسر همزه ضبط کرده اند. (از معجم البلدان ).
افراقلغتنامه دهخداافراق . [اِ ] (ع مص ) روی بصحت آوردن و افاقه یافتن یا به شدن از بیماری ، یا افراق در به شدن از بیماری گویند که بجز یک مرتبه نرسد همچو چیچک . (منتهی الارب ) (از
افراغسوسلغتنامه دهخداافراغسوس . [ ] (اِخ ) یکی از حکما که در صنعت کیمیا (زرسازی ) بحث کرده و به عمل اکسرنام دست یافته است . (ابن الندیم ).
افراغةلغتنامه دهخداافراغة. [ اِ غ َ ] (اِخ ) قصبه ایست در خطه ٔآراغوان از کشور اسپانیا. (از قاموس الاعلام ترکی ).
افراغةلغتنامه دهخداافراغة. [ اِ غ َ ] (اِخ ) نام شهریست به اندلس از اعمال مارده که زیتون بسیار دارد. فرنگیها به سال 543 هَ . ق . در عهد علی بن یوسف بن تاشفین آنرا متصرف شدند. (از
افراغیطلغتنامه دهخداافراغیط. [ ] (اِخ ) نام محلی است و از آنجاست اقرن افراغیطی بسبب یونانی و میلن افراغیطی طبیب یونانی . (از الفهرست ابن الندیم ).
افاغنه ٔ ایرانلغتنامه دهخداافاغنه ٔ ایران . [ اَ غ ِ ن ِ ی ِ ] (اِخ ) نام دوتن از سلاطین افغان که پس از صفویه بر ایران حکومت کردند. اسامی آنان و تاریخ حکومتشان بقرار زیر است :1- محمود سال
افراغسوسلغتنامه دهخداافراغسوس . [ ] (اِخ ) یکی از حکما که در صنعت کیمیا (زرسازی ) بحث کرده و به عمل اکسرنام دست یافته است . (ابن الندیم ).
افراغةلغتنامه دهخداافراغة. [ اِ غ َ ] (اِخ ) قصبه ایست در خطه ٔآراغوان از کشور اسپانیا. (از قاموس الاعلام ترکی ).
افراغةلغتنامه دهخداافراغة. [ اِ غ َ ] (اِخ ) نام شهریست به اندلس از اعمال مارده که زیتون بسیار دارد. فرنگیها به سال 543 هَ . ق . در عهد علی بن یوسف بن تاشفین آنرا متصرف شدند. (از
افراغیطلغتنامه دهخداافراغیط. [ ] (اِخ ) نام محلی است و از آنجاست اقرن افراغیطی بسبب یونانی و میلن افراغیطی طبیب یونانی . (از الفهرست ابن الندیم ).
قِطْرِفرهنگ واژگان قرآنمس و يا روي مذاب (افراغ قطر در عبارت "أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً "به معناي ريختن آن به سوراخ و فاصلهها و شکافها است)