افراطلغتنامه دهخداافراط. [ ] (اِمص ) آمیختن باشد ظاهراً لغتی است محلی و تنها در حاشیه فرهنگ اسدی خطی نخجوانی مضبوط است . (لغت فرس اسدی ص 227).
افراط آمیزدیکشنری فارسی به انگلیسیextravagant, extreme, hard-line, high, immoderate, lavishly, steep, unconscionable, vaulting