افتخارلغتنامه دهخداافتخار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نازیدن . (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بالیدن . فخر کردن . (یادداشت بخط مؤلف ). || مآثر کهنه را شما
افتخار جهانلغتنامه دهخداافتخار جهان . [ اِ ت ِ رِ ج َ ] (اِخ ) برادر امام برهان الدین محمد معروف بصدر جهان بود. این صدر جهان از جمله ٔ اعاظم ملوک زمان بود. در سال 613 - 614 هَ . ق . که
افتخار دادنلغتنامه دهخداافتخار دادن . [ اِ ت ِ دَ ] (مص مرکب ) مفتخر ساختن . فخر دادن . رجوع به افتخار شود.