افتتاشلغتنامه دهخداافتتاش . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) تفتیش کردن یعنی جستجو کردن . (از لطائف بنقل غیاث اللغات ) : جرأت و جهلت شود عریان و فاش او برهنه کی شود زین افتتاش .مولوی .
inauguratesدیکشنری انگلیسی به فارسیافتتاح می شود، گشودن، افتتاح کردن، بر پا کردن، براه انداختن، دایر کردن، اغاز کردن
inauguratedدیکشنری انگلیسی به فارسیافتتاح شد، گشودن، افتتاح کردن، بر پا کردن، براه انداختن، دایر کردن، اغاز کردن