اغنیالغتنامه دهخدااغنیا. [ اَ ] (از ع ، ص ، اِ) مأخوذ از تازی . توانگران . مالداران . (ناظم الاطباء) : ملوک و اغنیا را در چشم همت او هیبت و شوکت نمانده . (گلستان ).- حکومت اغنیا
اغنیاءلغتنامه دهخدااغنیاء. [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ غَنی ّ. (ناظم الاطباء) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ).
اغنیاءلغتنامه دهخدااغنیاء. [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ غَنی ّ. (ناظم الاطباء) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ).
اعیانفرهنگ مترادف و متضاد۱. اغنیا، ثروتمندان، دولتمندان ۲. اشراف، معاریف، نجبا، نخبگان ۳. اموالغیرمنقول، زمین
لقمه شمارلغتنامه دهخدالقمه شمار. [ ل ُ م َ / م ِ ش ُ ] (نف مرکب ) کسی که به ضیافت اغنیا بی طلب رود و لقمه شمارد. (آنندراج ). || بخیل که لقمه ٔ مهمان شمارد : لقمه مستان ز دست لقمه شما
رکابدارلغتنامه دهخدارکابدار. [رِ ] (نف مرکب ) رکاب دارنده . کسی که رکاب گرفته اغنیا را بر اسب سوار سازد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). خادمی که رکاب اسب را بگیرد تا مخدوم او سوار شود.