اغراضلغتنامه دهخدااغراض . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ غَرض ، بمعنی پیش بند شتر مانند تنگ زین را. || ج ِ غَرَض ، بمعنی نشانه ٔ تیر و خواست و آهنگ . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطبا
اغراضلغتنامه دهخدااغراض . [ اِ ] (ع مص ) خمیر تازه کردن برای چاشت قوم : اغرض لهم غریفاً. (از منتهی الارب ). سرشتن خمیر برای چاشت قوم و بشب نخورانیدن به آنان : اغرض للقوم غریفاً؛
اغرازلغتنامه دهخدااغراز. [ اِ ] (ع مص ) گیاه غرز رویانیدن زمین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گیاه غرزدار شدن وادی : اغرز الوادی ؛ صار ذاغرز فهو مغرز ای منبت الغرز. (از اقرب ال
اقراضلغتنامه دهخدااقراض . [ اِ ] (ع مص ) وام دادن . (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن )(ناظم الاطباء) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (صراح اللغة). قرض دادن : و اقرضوا اﷲ قرضاً حسناً. (قرآ
اغراهیلغتنامه دهخدااغراهی . [ اُ غ ُ ] (حامص ) در تداول عامه ، پول بگدا یا دوست دادن در سفر. (یادداشت بخط مؤلف ).
رخنهکنشگرhacktivistواژههای مصوب فرهنگستانفردی که با اغراض سیاسی به سامانههای رایانهای رخنه میکند متـ . رخنشگر* * «رخنشگر» صورت اختصاری رخنهکنشگر است
تجریدفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (تصوف) ترک کردن علایق و اغراض دنیوی و به طاعت و عبادت پرداختن.۲. [قدیمی] تنهایی.۳. [قدیمی] عاری شدن از قیود مادی.
ترمیلغتنامه دهخداترمی . [ ت َ رَم ْ می ] (ع مص ) تیر در نشانه وجز آن انداختن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): یقال خرجت اترمی اذا خرجت ترمی فی الاغراض و فی