اغتیابلغتنامه دهخدااغتیاب . [ اِ ] (ع مص )در غیبت افتادن و در بد گفتن کسی شدن سپس وی . (منتهی الارب ). در غیبت افتادن و در غیاب کسی بد گفتن . و غیبت کردن خواه از نیکوئی گویند یا ا
ارتیابلغتنامه دهخداارتیاب . [ اِ] (ع مص ) شک کردن . (منتهی الارب ). بشک شدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). در شک افتادن . (غیاث اللغات ). بشک افتادن . گمان داشتن . (زمخشری ). شک
ارتیابیهلغتنامه دهخداارتیابیه . [ اِ بی ی َ / ی ِ ] (از ع ، ص نسبی ) (طریقه ٔ...) شکاکین . مرتابین . مریبین . اصحاب المانعة. مقابل قشریین و ظاهریان از نظر عرفا و متصوفه . || عقیده ا
اشتیابلغتنامه دهخدااشتیاب . [ اِ ] (ع مص ) آمیخته شدن . انشیاب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
اغتضابلغتنامه دهخدااغتضاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بخشم شدن . یقال : اغضبته فاغتضب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
اغترابلغتنامه دهخدااغتراب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) از دیار خویش دور گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دور ماندن و برکنده شدن از میهن . (از اقرب الموارد). || دربیگانگان نکاح کردن
غیبتلغتنامه دهخداغیبت . [ ب َ ] (ع اِمص ) عیب کسی در قفای او گفتن . (غیاث اللغات ). بدگویی در غیاب کسی . غیبَة. غَیبَة. غَیبَت . رجوع به غیبة شود. جرجانی گوید: غیبت یاد کردن بدی
غیبت کردنلغتنامه دهخداغیبت کردن . [ غ َ / غ ِ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) غایب شدن . ناپدید شدن . حاضر نشدن . رجوع به غَیبَت شود. || بد گفتن در پشت سر کسی . بدی و عیب کسی را در غیاب او گ
غیبةلغتنامه دهخداغیبة. [ ب َ ] (ع مص ) درآمدن چیزی در چیزی . (از منتهی الارب ). فرورفتن چیزی در چیزی و پوشیده شدن . غِیابة. غُیوبة.غِیاب . غَیاب . (از اقرب الموارد). || (اِمص )
اسم مصدرلغتنامه دهخدااسم مصدر. [ اِ م ِ م َ دَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اسم مصدر در عربی : ابن مالک در الفیة گوید : بفعله المصدر الحق فی العمل مضافاً او مجرداً او مع اَل ان کان فع
ارتیابلغتنامه دهخداارتیاب . [ اِ] (ع مص ) شک کردن . (منتهی الارب ). بشک شدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). در شک افتادن . (غیاث اللغات ). بشک افتادن . گمان داشتن . (زمخشری ). شک