اغاغیالغتنامه دهخدااغاغیا. [ ] (اِ) اقاقیا. قسمی از گل سفید و درخت آن : در خانه ٔ ما یک درخت اغاغیاست . (از فرهنگ نظام ).
اقاقیالغتنامه دهخدااقاقیا. [ اَ ] (معرب ، اِ) مأخوذ از یونانی ، عصاره ٔ خاری است که پوست را بدان دباغت کنند و آن صلب و سیاه رنگ میباشد و بعضی گویند صمغ خار مغیلان است ، اگر بخودب
اقاقیافرهنگ انتشارات معین( اَ ) (اِ.) معرب واژة یونانی اکیاکیا؛ درختی است خاردار با گل های خوشه ای سفید یا صورتی و خوشبو که چوبی سخت و محکم دارد.
اقاقیافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیستشناسی) درخت زینتی از خانواده پروانهواران با برگهای مرکب ریز به رنگ سبز روشن که گلهای سفید، خوشهای، و معطر دارد.۲. (طب قدیم) عصاره یا صمغی که از میو
اقاقیافرهنگ نامها(تلفظ: aqāqiyā) (معرب از یونانی) (در گیاهی) درختی است از راستهی شبدرها که گلهای خوشهای سفید یا صورتی خوشبو دارد ؛ آکاسیا .
آغازیانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ابتدایی.۲. (اسم) (زیستشناسی) جاندارانی که بدن آنها از یک یاخته تشکیل یافته و فقط با میکروسکوپ دیده میشوند و بیشتر در آبهای شیرین و قعر دریاها میان خزهها
آغازیانprotistaواژههای مصوب فرهنگستانسلسلهای از اندامگانهای هوهستهای ساده که گیاه و حیوان و قارچ را شامل نمیشود
حجر اغاغیطوسلغتنامه دهخداحجر اغاغیطوس . [ ح َ ج َ رِ ؟ ](ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به حجر غاغاطیس شود.
حجر اغاغیطوسلغتنامه دهخداحجر اغاغیطوس . [ ح َ ج َ رِ ؟ ](ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به حجر غاغاطیس شود.
آمیبفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهجاندار تکسلولی از ردۀ آغازیان که در آبهای شیرین و جاهای مرطوب زندگی میکند.
جلبک سبزChlorophyte, green algaواژههای مصوب فرهنگستانگروهی از آغازیان آبزی که سبزینه و کاروتن (caroten) دارند
احمدپاشالغتنامه دهخدااحمدپاشا. [ اَ م َ ] (اِخ ) (حافظ...) یکی از آغایان حرم همایون دولت عثمانی بود و در اول منصب کیلارجی باشی داشت و در 997 هَ . ق . بمقام بیگلربیگی قبرس منصوب شد و