اعنجةلغتنامه دهخدااعنجة. [ اَ ن ِ ج َ ] (ع اِ) ج ِ عِناج ، رسنی است که زیر دلو بزرگ بسته به عراقی می بندند و رسنی باریک که بدان گوشه ٔ دلو را با چوب چنبرش بندند و جز آن . (ازاقرب
اعنةلغتنامه دهخدااعنة. [ اَ ع ِن ْ ن َ ] (ع اِ) ج ِ عِنان ، دوال لگام که بدان اسب و ستور را بازدارند. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ). آنچه از لگام بر
اونجهانلغتنامه دهخدااونجهان . [ ] (اِخ ) نامی است که در ابن الندیم بنقل از جهشیاری به پدر جمشید یعنی ویونگهان میدهد. معرب ویونگهان پدر جمشید. (ابن الندیم ، از جهشیاری ). رجوع به وی