اعماقلغتنامه دهخدااعماق . [ اَ ] (اِخ ) شهریست مابین حلب و انطاکیه ، جای ریزش آب بسیار که بجز موسم گرماخشک نشود. و هو جمع باعتبار اجزائه . (منتهی الارب ). یاقوت آرد: در فتح قسطنط
اعماقلغتنامه دهخدااعماق . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ عُمق و عَمق و عُمُق ، بمعنی مغ چاه و وادی و کوه و کرانه ٔ دشت دور از دیدار و جز آن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).ج ِ عَمق ، کر
اعماقلغتنامه دهخدااعماق . [ اِ ] (ع مص ) مغاک کردن . (ناظم الاطباء)(منتهی الارب ) (آنندراج ). ژرف کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ژرف تر فروبردن . (مصادر زوزنی ). گود گردانیدن چاه .
قاتم الاعماقلغتنامه دهخداقاتم الاعماق . [ ت ِ مُل ْ اَ ] (ع ص مرکب ) مغبر النواحی . (منتهی الارب ). غبارآلوده اطراف و نواحی . (ناظم الاطباء).
قاتم الاعماقلغتنامه دهخداقاتم الاعماق . [ ت ِ مُل ْ اَ ] (ع ص مرکب ) مغبر النواحی . (منتهی الارب ). غبارآلوده اطراف و نواحی . (ناظم الاطباء).
فراچاهش ساحلیcoastal upwellingواژههای مصوب فرهنگستانبالا آمدن آب از اعماق 200 تا 400متری به سطح، در امتداد خطوط ساحلی، در جایی که ساحل در سمت چپ باد موازی ساحل در نیمکرۀ شمالی و در سمت راست باد موازی ساحل در نیمک
مغزۀ ژرفدریاییdeep sea coreواژههای مصوب فرهنگستانمغزهای از یافتههای اعماق اقیانوس که در بازسازی آبوهوای دورههای مختلف زمینشناسی به کار میرود
پناهکوبbunker busterواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بمب که با نفود در اعماق زمین هدفهای مستحکم را نابود میکند