تخلیه اطلاعاتى (كسب اطلاعات از فرد اعزام شده به خارج به هنگام برگشت)دیکشنری فارسی به عربیاستخلاص المعلومات
اِبتعثَدیکشنری عربی به فارسیعازم شد , ارسال شد , اعزام شد , روانه شد , فرستاده شد , مبعوث (فرستاده) شد
اعزاملغتنامه دهخدااعزام . [ اِ ] (از ع ، اِمص ) در تداول عامیانه ٔ فارسی ، فرستادن کسی یا کسانی را. (یادداشت بخط مؤلف ).- اعزام داشتن ؛ فرستادن کسی یا کسانی را بجایی . روانه کر
سفیر اعتبارمندaccredited ambassadorواژههای مصوب فرهنگستانسفیری که با استوارنامه به مأموریت در کشور پذیرنده اعزام شده است
ناو سرفرماندهیflagshipواژههای مصوب فرهنگستانکشتی حامل فرمانده گروهی از ناوهای جنگی که به مأموریتی خاص اعزام شدهاند
استخلاص المعلوماتدیکشنری عربی به فارسیكسب اطلاعات , تخليه اطلاعاتى (كسب اطلاعات از فرد اعزام شده به خارج به هنگام برگشت) , به دست آوردن اطلاعات , كسب اخبار