اعجوبهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. چیزی یا کسی که با تواناییها و ویزگیهایش مردم را به تعجب اندازد؛ شخص عجیب.۲. شگفتآور.
اعجوبةلغتنامه دهخدااعجوبة. [ اُ ب َ ] (ع ، اِ) کار شگفت و شگفت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عجیب و آنچه مردم را در تعجب اندازد نه بغیر همزه [ یعنی عجوبة ] . (از مزیل الاغلاط ا
اعجوبةدیکشنری عربی به فارسیچيز شگفت , شگفتي , تعجب , اعجاز , حيرت زده شدن , شگفت داشتن , شگفت , حيرت , اعجوبه , درشگفت شدن , حيرت انگيز , غريب
اعتوبةلغتنامه دهخدااعتوبة. [ اُ ب َ ] (ع اِ) آنچه بدان عتاب کنند، یقال : «بینهم اعتوبة یتعاتبون بها». (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
اعجوبگیلغتنامه دهخدااعجوبگی . [ اُ ب َ / ب ِ ] (حامص ) بازیگری . (آنندراج ). || شگفتی . (ناظم الاطباء) : یا که باشد زنگی پیری که از اعجوبگی از زنخ یک دم فتد ریش سفید او بپا.وحید (ا