اعجاسلغتنامه دهخدااعجاس . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ عَجُس ، بمعنی سرین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به عجس شود.
اعطاسلغتنامه دهخدااعطاس . [ اِ ] (اِ) شب گرد و پاسبان شب و تنقطار. و این لفظ گویا مأخوذ از اعتساس تازی و یا احداث باشد. (ناظم الاطباء).
اعطاسلغتنامه دهخدااعطاس . [ اِ ] (اِ) شب گرد و پاسبان شب و تنقطار. و این لفظ گویا مأخوذ از اعتساس تازی و یا احداث باشد. (ناظم الاطباء).
espyingدیکشنری انگلیسی به فارسیاعجاب انگیز، جاسوس بودن، جاسوسی کردن، بازرسی کردن، تشخیص دادن، دیده بانی کردن
حیرتآورفرهنگ مترادف و متضاداعجابآمیز، اعجابانگیز، حیرتآفرین، حیرتانگیز، حیرتزا، حیرتناک، شگفتآور، شگفتانگیز، شگفتیزا