اعجازلغتنامه دهخدااعجاز. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ عَجز. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). ج ِ عَجز، عُجز و عِجز. (منتهی الارب ). ج ِ عَجز، عُجز، عِجز، عَجُز و عَجِز، بمعنی مؤخرهر چیز
اعجاز حسینلغتنامه دهخدااعجاز حسین . [ اِ زِ ح ُ س َ ] (اِخ ) سید... هندی است . او راست : کشف الحجب عن اسامی الفنون و الکتب . (از ریحانة الادب ). رجوع به فهرست کتابخانه ٔ مدرسه ٔ عالی
اعجاز قرآنلغتنامه دهخدااعجاز قرآن . [ اِ زِ ق ُرْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) معجزه بودن قرآن و خرق عادت بودن آن .- علم اعجازالقرآن ؛ مولی ابوالخیر این علم را از فروع علم تفسیر شمرده
اعجازورلغتنامه دهخدااعجازور. [ اِ جازْ وَ ] (ص مرکب ) آن که معجزه میکند و کارهای عجیب از وی صادر میگردد. (ناظم الاطباء). دارنده ٔ اعجاز. اعجازکار. اعجازدار: میرزا جلال طباطبا آرد:
اعجاز حسینلغتنامه دهخدااعجاز حسین . [ اِ زِ ح ُ س َ ] (اِخ ) سید... هندی است . او راست : کشف الحجب عن اسامی الفنون و الکتب . (از ریحانة الادب ). رجوع به فهرست کتابخانه ٔ مدرسه ٔ عالی
اعجاز قرآنلغتنامه دهخدااعجاز قرآن . [ اِ زِ ق ُرْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) معجزه بودن قرآن و خرق عادت بودن آن .- علم اعجازالقرآن ؛ مولی ابوالخیر این علم را از فروع علم تفسیر شمرده
اعجازورلغتنامه دهخدااعجازور. [ اِ جازْ وَ ] (ص مرکب ) آن که معجزه میکند و کارهای عجیب از وی صادر میگردد. (ناظم الاطباء). دارنده ٔ اعجاز. اعجازکار. اعجازدار: میرزا جلال طباطبا آرد: