25 فرهنگ

1424 مدخل


اعتراض

'e'terāz

۱. منع کردن؛ بازداشتن.
۲. پیش آمدن و روبه‌روی کسی ایستادگی کردن.
۳. عیب گرفتن؛ خرده گرفتن؛ ایراد گرفتن؛ نکته‌گیری.
۴. (ادبی) در بدیع، آوردن جملۀ معترضه در بین کلام برای افادۀ معنی خاص.

پرخاش، خرده گیری، خروش، واخواه

انتقاد، ایراد، بازخواست، تعرض، خردهگیری، مواخذه، نکتهگیری، واخواهی

beef, ejaculation, objection, protest, protestation, remonstrance, representation, squawk