اعتبادلغتنامه دهخدااعتباد. [ اِ ت ِ ](ع مص ) بنده کردن و به بندگی گرفتن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). اِستِعباد. (منتهی الارب ).
اعتبارنامه ٔ سفیرلغتنامه دهخدااعتبارنامه ٔ سفیر. [ اِ ت ِ م َ / م ِ ی ِ س َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) استوارنامه . رجوع به اعتبارنامه شود.
اعتبارنامه ٔ سیاسیلغتنامه دهخدااعتبارنامه ٔ سیاسی . [ اِ ت ِ م َ / م ِ ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) استوارنامه . (از فرهنگستان ایران ). رجوع به اعتبارنامه شود.
اعتبارنامه ٔ وکیللغتنامه دهخدااعتبارنامه ٔ وکیل . [ اِ ت ِ م َ / م ِ ی ِ وَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ورقه ای که اعضای انجمن نظارت امضا می کنند و وکالت نماینده ای را به اطلاع مجلس میرسانند.
اعتباردیکشنری فارسی به انگلیسیaccount, budget, cachet, chair, coffers, entitlement, esteem, genuineness, hand, prestige, reliability, validity, validness
معتبدلغتنامه دهخدامعتبد. [ م ُ ت َ ب ِ ] (ع ص ) بنده کننده و به بندگی گیرنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اعتباد شود.
trustsدیکشنری انگلیسی به فارسیاعتماد، اطمینان، اعتبار، امانت، توکل، ایمان، اعتقاد، مسئولیت، ودیعه، ائتلاف، امید، قرض، اتحادیه شرکتها، اعتماد داشتن