اطنهلغتنامه دهخدااطنه . [ اَ ن َ ] (اِخ ) مدینةالحکما که پایتخت یونان باشد. (ناظم الاطباء). بیونانی نام شهری است که به عربی آن را مدینةالحکما خوانند. (آنندراج ). معرب آتن است .
اطینالغتنامه دهخدااطینا. [ اَ ] (اِخ ) معرب آتن که بصورت آطنه و اتینا و اثینه وآتنه و آطن و آتن آمده است . صاحب قاموس کتاب مقدس در ذیل اطینا یا اتینا آرد: (شهر منرفا) و از بزرگتر
رمضانیهلغتنامه دهخدارمضانیه . [ رَ م َ نی ی َ ] (اِخ ) نام دولت کوچکی است که در اوایل ظهور دولت عثمانی بر آطنه (ادنه ) و طرسوس و سیس حکومت داشته است . مؤسس این دولت ، رمضان پسر «ی
زیتونةلغتنامه دهخدازیتونة. [ زَ ن َ ] (اِخ ) مدینةالزیتونة؛ آطنه پایتخت یونان . (ناظم الاطباء). رجوع به آتن شود.
آریستفانلغتنامه دهخداآریستفان . [ ت ُ ] (اِخ ) اَریستفان . نام شاعر فکاهی مشهور آطنه (آتن ) در مائه ٔپنجم ق .م . او در اشعار خود برسوم و آداب و عادات زمان سخت تاخته و نامه هائی از م
اذنةلغتنامه دهخدااذنة. [ اَ ذَ ن َ ] (اِخ ) شهری و نیز ناحیتی که این شهر مرکز آنست بجنوب شرقی آسیةالصغری که آنرا ترکان آطنه و اَدَنه گویند. و آن و مجموع آن ولایت در دولت عثمانی