اطریونلغتنامه دهخدااطریون . [ ] (اِ) عصاره ٔ قثاءالحمار است . (فهرست مخزن الادویه ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
ارطیونلغتنامه دهخداارطیون . [ اَ طَ ] (اِخ ) حکیمی است رومی و او اعلم و افضل از همه ٔ حکمای روم بوده است . (برهان قاطع) (سروری ) (مؤید الفضلاء) (اداةالفضلاء) (شعوری ) (آنندراج ).
ارطیونلغتنامه دهخداارطیون . [ اَ طَ ] (ص ) زیرک و دانا. عاقل . (برهان ) (شعوری ) (سروری ) (آنندراج ). (؟).
ارطیونلغتنامه دهخداارطیون . [ اَ طَ ] (اِخ ) حکیمی است رومی و او اعلم و افضل از همه ٔ حکمای روم بوده است . (برهان قاطع) (سروری ) (مؤید الفضلاء) (اداةالفضلاء) (شعوری ) (آنندراج ).
ارطیونلغتنامه دهخداارطیون . [ اَ طَ ] (ص ) زیرک و دانا. عاقل . (برهان ) (شعوری ) (سروری ) (آنندراج ). (؟).
ارطیونلغتنامه دهخداارطیون .[ اَ طَ ] (اِخ ) از قبل قیصر حاکم غزه و از احبار دین نصاری بود. در زمان عمر، عمروعاص بدستور خلیفه و استصواب ابوعبیده به سر ارطیون لشکر کشید و بین الجانب